{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حلول سال نَوَم باز چون محرم بود

حلول سال نَوَم باز چون محرم بود
نگاه آینه ام پر از آه و ماتم بود
صدای پای بهار و دمیدنِ گلِ یاس
به چشم یأسِ غزلهای من چه مبهم بود
به لحظه لحظه ی تحویل سال نو بی تو
حریم خانه ام آکنده از گل_غم بود
دوباره بر سرِ این هفت سین نوروزی
دوچشم منتظرم خیس خیس شبنم بود
غمی که خاطره های توام بجا بگذاشت
برای این دل_تنگم به قدِ عالم بود
به سیب_باغ_تو دلبستگی اگر دارم
ز من مگیر که این ارثیه از آدم بود
نمیکنم گله از دست عشق چون ز ازل
کلافِ بختِ سیاهم همیشه درهم بود
دیدگاه ها (۱۲)

باید گذشتاز شب آتش بازیهاتا به گلبوسه های بهاری رسید...بهار ...

رفتی که پلنگِ سرکشِ دلدر دامِ غزالِ غم بمیرد...تا شوقِ سرودن...

هر چه گشتم سَحَرَم گُل شود از نامِ کسیاز تو خوش مطلع و خوش و...

ناز کن هر دم برایم با نگاهی دلنشینعشق را وسوسه ای بود و گناه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط