{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم

از آن دَمـی کـه گـرفتـم تـو را در آغـوشـم
هنــوز پیــرهنـم را، نَشُستـه می پـوشـم
هنــوز بـوی تـو از تـار و پـودِ زنـدگـی ام
نـرفتـه است کـه خـود را بـه عطر بفروشم
عجب مدار ازاین جوششۍکه درمن هست
که من به هُرمِ نفسهاۍتوست که میجوشم
کجـا بـه پیـری و سستی و ضعف روی آرَم
منی کـه آب حیـات از لـبِ تـو می نـوشم
بـه بـوسـه ای کـه گرفتم، در آخرین لحظه
بـرای بـوسـه ی دیگـر دوبـاره می کـوشم
بـرای آنـکـه بـدانـی ، کـه بـر سـرِ عهـدم
بــرای آنـکـه بـدانـی، نشـد فــرامـوشم
قسم به بوسه آخر قسم بـه اشکِ تو... من
هنــوز پیــرهنــم را نَشُستـه می پـوشم
دیدگاه ها (۱۰)

زير باران بيا قدم بزنيمحرف نشنيده اي به هم بزنيمنو بگوييم و ...

تو نیستی، غزلم این میان چه فایده دارد؟نشستنش به دل دیگران چه...

شانه بالا کردنت را دوست دارم عشق مننازِ آن خندیدنت را دوست د...

اے توبه‌ام شڪسته از تو ڪجا گریزماے در دلم نشسته از تو ڪجا گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط