{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دست تو جانا گله دارد دل زارم

از دست تو جانا گله دارد دل زارم
دلتنگ نگاهت شدم ، آرام ندارم

بی روی تو چون برگ خزان دیده ی زردم
شبنم زده بر دیده و بازیچه ی دردم

هستی و ندارم ز تو یک نام و نشانی
در راه وصال تو فقط زار و نزارم

ترسم که شوم خاک و نبینم رخ نازت
ای تو شمع شب افروز شب و روز من او یار

از داغ فراغت شده این سینه شرر بار
دردانه ی من ، دست از این فاصله بردار

خستم به خدا زین همه تکرار
غمهای دلم در پشت سرم سایه به سایه
دیدگاه ها (۳)

یک نفر هست که لب وا بکند می میرم خنده ی معجزه آسا بکند می می...

سلام صبح بخیر دوستان عزیز

ــــــــــــــــــــــامروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس...

#Blond پارت ۶Writer pov: بعد از حرف زدن و بحث کردن سر اسلحه ...

شرطا نرسیده ولی چه کنیم دیگر🫤 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط