{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل من تنها بود...

دل من تنها بود...

دل من هرزه نبود!
دل من عادت داشت که بماند یک جا! به کجا؟ معلوم است... "به در خانه ی تو" دل من عادت داشت، که بماند آنجا!

پشت یک پرده ی توری، که تو هر روز آنرا
به کناری بزنی.

دل من ساکن دیوار و دری

که تو هر روز از آن می گذری...

دل من ساکن دستان تو بود...

دل من گوشه ی یک باغچه بود!

که تو هر روز به آن می نگری!

راستی...

"دل من را دیدی؟؟؟"
دیدگاه ها (۶)

هر روز بر روی دلم می نویسم عاشقی تا اطلاع ثانوی ممنوع، به رو...

ﻋﺸــــــﻖ ... ﻧــــﻪ ﭘــــﻮﻝ ﻣﯿﺨــــﻮﺍد ... ﻧــــﻪ زیبایــــ...

درد داره ایـــنکه به یکی بگی دوستـــت دارم و نقــش چهــــ...

پارت23 وقتی (میدزدتت و...) #هیونجین توخسته برگشتی تو اتاق.در...

his favorite strawberry

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط