{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بدنم داغ شده مست شدم انگاری

بدنم داغ شده مست شدم انگاری
بی مروت بده یک ذره مرا دلداری

تو چرا از نگه خیره ی من می ترسی؟
غیر یک بوسه ندارم به لبت من کاری

عاشق صورت زیبای تو شد چشمانم
نازنینم تو چه چشمان سیاهی داری!

دستم انگار که دنبال کسی میگردد
دست با سنگدلی روی دلم می ذاری

می روی با عجله سوی کسی دیگر باز
گفته بودی که مرا دوست نداری... آری

برو خوش باش عزیزم برو زیبا بدرود
نه ندارم روی این عشق دگر اصراری. 👌 👌 👌 👌 👌 👌 💟 💟 💟 💟 💟 💟 💟 💟 💟 💟 💋 💋
دیدگاه ها (۱)

❤ ️❤ ️🌹 🌹 ❤ ️❤ ️ من را به گناهی که " نگاه تو " درآن بودبردند...

"عیــد" نزدیک استدلمـان یک "تحـول عظیــم" می خواهدیک "انقـــ...

چرا پنهان کنم ؟ عشق است و پیداست درین آشفته اندوه نگاهم تو ر...

«برای رزالین» تاریکی اتاق انگار نور امیدش را ربوده بود. خسته...

نمیتوانم بتو تکیه کنم نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط