{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چشم‌هایم زل زد و گفت:

به چشم‌هایم زل زد و گفت:
"با هم درستش می‌کنیم ..."
چه لذتی داشت این با هم!
حتی اگر با هم هیچ چیزی هم درست نمی‌شد حتی اگر تمام سرمایه‌ام بر باد می‌رفت، حسی که به واژه‌ "با هم" داشتم را با هیچ چیزی در این دنیا معاوضه نمی‌کردم ...
تنها کسی که وحشت تنهایی را درک کرده باشد، می‌تواند حس من را در آن لحظات درک کند ...


#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉
#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۰)

شکوه پابرجا🇮🇷مرز پرگهر🇮🇷#وطنم

⭕️ اینجوری مرز کشورمون رو نگه داشتیم ... #شهدا_را_یاد_کنیم_...

تو چه می‌دانیآدمی که به یک نقطه خیره ماندهو به موسیقیِ دلخوا...

چشمِ‌ دل‌ باز کن‌ که‌ جان‌ بینیآنچه‌ نادیدنی‌ است ؛ آن‌ بینی...

تو ندیدی…خواستن‌ها و دوست داشتن‌هایم را ندیدی. آن عشقی که تو...

فراوان سخن داشتیمخریدار نداشت،روی زمین ماند، خاک خورد...درست...

«نگاه ممنوعه»**Part 9 — The Truth Hidden in His Eyes** برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط