{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قامت یار دید ه ام رنگ بهار دیده ام

قامت یار دید ه ام رنگ بهار دیده ام
گشته قیامتی به پا صور فنا شنیده ام
روی به سویت آورم کز همه کس بریده ام
باز به عشق تو به جان درد وبلا خریده ام
بر لب جوی از رخت چهره ی مه کشیده ام
ماه جمال دیدمت حد جنون شدم ز دست
دیدگاه ها (۱)

خـوشبختی همون لحظه ایست که احساس می کنی خدا کنارت نشسته و تو...

تمام زندگیم رافدای “میمی”میکنم که آخر نامم میگذاری…!فاطمه یو...

یک عصرِ دل انگیزدر ایوانِ پر از گل و آب پاشی شدهروی صندلی ها...

قامت یار دید ه ام رنگ بهار دیده امگشته قیامتی به پا صور فنا ...

قامت یار دید ه ام رنگ بهار دیده امگشته قیامتی به پا صور فنا ...

یا که به راه آرم این صید دل رمیده رایا به رهت سپارم این جان ...

یا که به راه آرم این #صید دل رمیده رایا به رهت سپارم این #جا...

گریان شدن برای حسین است آبرو

تقی پورنامداریان

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بودتشنهٔ خون من زار نمی‌باید بودت...

از فیض وصل فاطمه دلشاد شد علیخیزید و کف زنید داماد شد علیامر...

گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است(بیداد خراسانی)غزل مثنوی بسیار...

شیرکوه بذ بابک خرم دین این فروغ بی زوال و جاودان من قبله گاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط