{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴: دوستان خوابگاهی و برنامه جمعی

پارت ۴: دوستان خوابگاهی و برنامه جمعی
شب شد و رائون و یونا با پنج دوستشان دور هم جمع شدند. فضای اتاق خوابگاه پر از خنده و هیجان بود. روی زمین چند بالش و پتو پهن شده بود و چند لیوان چای کنارشان بود.
یکی از دوستان پرسید:
«چی می‌خوایم آخر هفته بکنیم؟ بریم بیرون یا یه شب بازی داخل خوابگاه؟»
رائون کمی خجالت کشید و گفت:
«من ترجیح می‌دم یه کم بیرون بریم… شاید هم به کافه تهیونگ.»
همه با هیجان نگاه کردند: «عه! همون که خیلی جذابه؟ برو دیگه! پشیمون نمی‌شی!»
رائون کمی لبخند زد و دلش لرزید.
یونا با چشمکی مشوقانه گفت: «برو رائون، فقط برو! ما کنارتیم.»
در همین حین، دوستان شروع کردند به شوخی و داستان تعریف کردن درباره برخوردهای رائون با تهیونگ، و حتی چند ایده برای ایجاد موقعیت‌های خنده‌دار و عاشقانه در کافه مطرح شد.
رائون با خودش فکر کرد: «حس عجیبی دارم… هم هیجان دارم، هم ترس… ولی می‌خوام امتحانش کنم.»
دوستانش هم هیجان‌زده و صمیمی بودند، و این باعث شد رائون کمی از ترس و استرسش فاصله بگیرد و آماده تجربه اولین لحظات واقعی با تهیونگ شود.
دیدگاه ها (۳)

پارت ۵ صبح روز بعد، رائون زودتر از همیشه بیدار شد.نور ملایم ...

ادامه پارت پنجتهیونگ.خیلی نزدیک‌تر از چیزی که انتظار داشت.قل...

ادامه جواب جونگ کوکی به کامنتا :💜: جونگ‌کوک هیونگ، خیلی دلتن...

جواب جونگ‌کوک به کامنت آرمی‌ها:💜: مهم‌ترین چیز اینه که تو خو...

سلام به فالورای خودم چطورین امیدوارم خوب باشید من این فیک رو...

شب تولدم پارت 33فصل دوم پارت 4از صف تاب زدم بیرون رفتم پیش ج...

شب تولدم پارت 40فصل دوم پارت 11دکتر: ما نمیتونیم برای همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط