(من به هیچ چیز این جهان نرفته ام )

(من به هیچ چیز این جهان نرفته ام )
دلم گرفته است مثل همیشه
دوستانم کم شده اند
و وقتی حرف می زنم کمتر هم می شوند
انگار من دهانی نیستم برای این گوش ها
دستانم طعم زمستان دارد و در دلم برف بهاری می بارد
در جمع سکوت می کنم آرام می نشینم
که نشود حرفی از تو بزنم و همه بخندند
با تو ام اما به گرمای نفس تو دل خوش دارم.
به نبودنت عادت نمی کنم همانگونه که بودنت برایم عادی نمی شود
خودم می دانم پریشان زیاد می گویم
حالم خوب است و وقتی حالم خوب باشد پریشان زیاد می گویم
دیدگاه ها (۱)

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

#طُ را دوست دارم؛مثل بارانی که بر شانه‌های کویر می‌بارد،بی‌آ...

بماند که ندارمت…بماند که هنوز دلم برایت تنگ استبماند که تکه‌...

‏🐺[۱۰:۴۰ ~ ۱۰:۴۷ به وقت چین]دیروز رفتم غذا بخورم و برگشتمغذا...

🍒🍃دستم نه،اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد!نمی دانم...

باباجونِ مهربونماز وقتی رفتی، انگار تمام من را با خودت بردی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش دوم_ از کشویم یک پد بهداشتی برمی‌دارم می‌چ...

F

چطوری می‌تونم فراموشت کنم، وقتی قشنگ‌ترین خاطره‌های زندگیم ب...

دوست داشتنتشبیه ورق خوردن رؤیاستدر کتابیکه دلم نمی‌خواهد به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط