{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بال فرشتگان سحر را شکسته اند،

بال فرشتگان سحر را شکسته اند،
خورشید را گرفته به زنجیر بسته اند،

اما تو هیچگاه نپرسیده ای:
مرد!

خورشید را چگونه به زنجیر می کشند؟
گاهی چنان درین شب تب کرده ی عبوس،

پای زمان به قیر فرو می رود که مرد،
اندیشه می کند:

شب را گذار نیست!
اما به چشم های تو ای چشمه ی امید،

شب پایدار نیست!

#شبتون زیبا🌹 🌹

#وصی پور
دیدگاه ها (۱)

بعد عمری تا سحرشب در فراقت سوختنشوق دیدارتز چشممبرده امشب خو...

عاشقی جانم گرفت و،، جان و جانانم توییزین سبب شکی ندارم،، دین...

نپرس چرا هنوز بیداری؟وقتی تمام روز، برای فکر کردن به توکافی...

گاهی پناه می برم به عطر ِ چایبه کیف آرایشم ..به آهنگ های شاد...

P/23اون شب برای اولین بار خشم پدربزرگ رو دیدم. خشم فرشته ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط