{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک قهوه سر میز به یادت قجری

یک قهوه سر میز به یادت قجری
یک عالمه بغض با کمی در به دری

یاد تو نشسته باز مهمان من است
مدیون منی دست به جیبت ببری

علی صفری
دیدگاه ها (۱)

رو به هر سو می کنم اما نمی لغزم ز راه همچو من ثابت قدم در کا...

دو تا فنجان سر میزم دوبارهخوشامدهای ناچیزم دوبارهاگر چه ساله...

تا صبح در این مزرعه تاراج ملخ بود چشمان تو حتی نگران نیست م...

تو ای خاتون خواب من، منِ تن خسته را دریابمرا همخانه کن تا صب...

..شوق من چندین برابر میشود با دیدنتوای من دیوانه ام دیوانه ی...

🖤🔥 پارت ۵ — صبحِ بی‌اعتمادنور خاکستری صبح از پنجره‌ی باریک خ...

وقتی عاشق دست راست مافیا میشی و... (پارت چهاردهم) (ا/ت)ساعت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط