خجلم
خجلم
خجل از روی او که آوای دلکش لالایی اش را ، دستِ اول و ناب ، تقدیمم کرد و من صدای ناموزون و طلبکارم را حواله به روی مهربانش کردم
خجل از بیداری های شبانه و مراقبت های بی چشم داشتی که به فشردن دستی حتی ، پاسخ ندادم
خجل از یک عمر فراموش کردن خواسته های خود و استجابت خواسته های به جا و بی جایم
خجل از ساعاتی که برای من بود و برایش نبودم
خجل از مادریهایش و سرکشیهایم
و اکنون این من و کوله باری شرم
چه هدیه ای انتخاب کنم برای او که خدایم سوره به نامش کرده؟
تنها با زبانی قاصر و الکن میگویم:
مادرم پیشانی ات را که بوسه گاه فرشته هاست میبویم و اگر اجازه دهی پای بوست میشوم
تقدیم به تمامی مادران سرزمینم...
خجل از روی او که آوای دلکش لالایی اش را ، دستِ اول و ناب ، تقدیمم کرد و من صدای ناموزون و طلبکارم را حواله به روی مهربانش کردم
خجل از بیداری های شبانه و مراقبت های بی چشم داشتی که به فشردن دستی حتی ، پاسخ ندادم
خجل از یک عمر فراموش کردن خواسته های خود و استجابت خواسته های به جا و بی جایم
خجل از ساعاتی که برای من بود و برایش نبودم
خجل از مادریهایش و سرکشیهایم
و اکنون این من و کوله باری شرم
چه هدیه ای انتخاب کنم برای او که خدایم سوره به نامش کرده؟
تنها با زبانی قاصر و الکن میگویم:
مادرم پیشانی ات را که بوسه گاه فرشته هاست میبویم و اگر اجازه دهی پای بوست میشوم
تقدیم به تمامی مادران سرزمینم...
- ۳۸۶
- ۳۱ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط