{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه حقیرند مردمی که نه جرأت دوست داشتن دارند و نه اراده‌ی

چه حقیرند مردمی که نه جرأت دوست داشتن دارند و نه اراده‌ی دوست نداشتن
و نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن
و مدام شعر عاشقانه می‌خوانند
و تراژدی غم‌انگیز انسان این است که آنچه هست، نباید باشد
و آنچه باید باشد، نیست و همه حرف‌ها همین است وهمه‌ی دردها همین جا است.
درد روح این است و این است که: «انسان شقایقی است که با داغ زاده است.»
دیدگاه ها (۱)

دردی که انسان را به سکوت وا می داردبسیار سنگین تر از دردیست ...

خدا!!!وخداوند تنها روزنه امیدی است که هیچگاه برایمان بسته نم...

بعضی ها،چهره هاشان خیلی معمولی است..اماآنچه درقسمت چپ سینه ش...

درخیالات خودم در زیر بارانی که نیست می رسم باتو به خانه از خ...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

سفیر کبیر Grand Ambassador

نامه سرگشاده حسین دهباشیبه جواد موگوییجواد آقای موگویی!سلام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط