{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رخ تو رونق قمر بشکست

رخ تو رونق قمر بشکست
لب توقیمت شکر بشکست

لشکر غمزهٔ تو بیرون تاخت
صف عقلم به یک نظر بشکست

بر در دل رسید و حلقه بزد
پاسبان خفته دید و در بشکست

من خود از غم شکسته دل بودم
عشقت آمد تمامتر بشکست

نیش مژگان چنان زدی به دلم
که سر نیش در جگر بشکست

نرسد نامه‌های من به تو ز آنک
پر مرغان نامه‌بر بشکست

قصه‌ای می‌نوشت خاقانی
قلم اینجا رسید و سر بشکست


خاقانی
دیدگاه ها (۴)

زان زلف مشک رنگ نسیمی به ما فرستیک موی سر به مهر به دست صبا ...

عیسی لبی و مرده دلم در برابرتچون تخم پیله زنده شوم باز دربرت...

بی زحمت تو با تو وصالی است مرافارغ ز تو با تو حسب حالی است م...

عشق تو بکشت عالم و عامی رازلف تو برانداخت نکونامی راچشم سیه ...

وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم / دل بر عبور از سد خار و خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط