{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیداری دوباره:پارت۳

دیداری دوباره:پارت۳
منم عصبانی میشم از قدرت آبم استفاده میکنم این رشته ریزش میکنم میچرخه خونمش این گلوله
جلوی صورتش قبل اینکه واکنش نشون بده اینکارو میکنم
بعدش میگم:این همون قدرت ابه که بنظرت مسخره بود
ایزاوا باعصبانیت قدرتمو خنسا میکنه ومیگه:برو بشین سر جات ایومی صبح که با متور امدی الانم داری دعوا میکنی
بعد شرو کرد به درس دادن
اون پسره هنوز بد داشت منو نگاه میکرد منم اهمیت ندادم
لم دادم پامو دراز کردم  وبه درس گوش دادم
گذرزمان- _-¿¿¿¿¡¡¡¡zzzzzzzzz
توکلاس نشسته بودم همه دورم بودم واسماشونو میگفتن
فهمیدم اسم اون پسر موسیخ سیخیه باکوگو قلبم وایستاد وقتی فهمیدم این پسر همون کسیه که به من
قول باهم بودن داد ولی ما کاگوری بخاطر اینکه مغازه دیگه سودی نداشت اونجارو ول کردیم‌و.........
  نکته برای قسمت بعد:باکوگو ایومی رو یادش رفته
اگه پارت بعد میخواید لایک کنید کامنت بزارید
دیدگاه ها (۸)

سناریو دوما

پارت ۵۶ جنگل خوشگله۳ اره۶ چرا نمیری دنبال امگات بگردی؟۳ ه......

دید پنهان ,انفجار اشکار

پارت دوشبویو سونیالان شب شده کوک ظهر رفته ولی هنوز نیومده من...

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

نام رمان (عشق میان ما

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fourteenاول نمی‌دونستم باید همرا...

Pat:2اسم: عاشق چشماش شدمیه لحظه احساس کردم خیلی خوشتیپه. وای...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط