بامادرم جدول حل میکردم

بامادرم جدول حل میکردم






گفتم:نوشته:دوست،عشق،محبت،دنیا و4حرفیه.الف ومیم دراومده... گفت:فهمیدم عزیزم میشه مادر. بآاینکه میدونستم مادرمیشه گفتم نه!! گفت اخه عمودیشم درمیاد.. توچشام اشک جمع شدوگفتم میدونم ولی این4حرف داره توکه حرف نداری...

به سلامتیشون...
دیدگاه ها (۱)

دنیای من مادرم

کپی واسه دخترا اجباریه اﺳﻤﺶ ﺩﺧﺘـــــــــــــــــــــــــــــ...

ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﺮﺳﯿﺪ :- ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ؟- ﻧﻪ .- ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ؟- ﻧﻪ .- ﭼﺮﺍ ﮔﺮ...

↫ ✘ ی دخترایی هستن #مغرورن... ✘ ↬زود #عصبی میشن... ✘ ✘ ↬ سرش...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۳۵ از گفتنش جگرم سوراخ شدم و ...

خون آشام عزیز (90)

تهیونگ تک پارتی غمگینا/ت : سلام من ا/تم و ۲۰ سالمه ، من و ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط