پارت
[[پارت 1۶]]
[[نام داستان کارامل]]
و باکوگو پولشو حساب کرد و داشتیم قَدم می زدیم
((مَنظره تو عکس ۳ هست فقط منظره هست))
که یهو باکوگو دست منو بوسید
((تو عکس ۲ هست))
سرخ شدم و گفتم : داری چیکار میکنی باکوگوووووو
گفت : من دوست دارم ت٫ا
ت٫ا:چییییییییییییییییی😳😳
باکوگو: گفتم دوست دارم
ت٫ا : خو.....ب عهههه .....چیز .......
باکوگو: انتظار داشتم تو هم بگی دوست دارم 😒
دستم رو روی صورتم گذاشتم و گفتم:منم دوست دارم باکوگو 😣
باکوگو لبمو بوس*ید
من عین لبو شدم
باکوگو : تو مال منی پرنسس کوچولو 😏
ت٫ا:ما…… عههههه ... خوب ..ما .……. الان
باکوگو :آره الان منو تو دوست دختر دوست پسر هستیم
و باکوگو که اینو گفت یه کادویی قرمزی از پشت سرش آورد وگفت:پرانسس نمیدونستم که چی دوست داری اگه دوست نداشتی می تونم عوض کنم
ت٫ا: باشه حالا بزار باز کنم 😣
کادو رو باز کردم و............................
ادامه دارد
ادامه رو بعد از ظهر میزارم
[[نام داستان کارامل]]
و باکوگو پولشو حساب کرد و داشتیم قَدم می زدیم
((مَنظره تو عکس ۳ هست فقط منظره هست))
که یهو باکوگو دست منو بوسید
((تو عکس ۲ هست))
سرخ شدم و گفتم : داری چیکار میکنی باکوگوووووو
گفت : من دوست دارم ت٫ا
ت٫ا:چییییییییییییییییی😳😳
باکوگو: گفتم دوست دارم
ت٫ا : خو.....ب عهههه .....چیز .......
باکوگو: انتظار داشتم تو هم بگی دوست دارم 😒
دستم رو روی صورتم گذاشتم و گفتم:منم دوست دارم باکوگو 😣
باکوگو لبمو بوس*ید
من عین لبو شدم
باکوگو : تو مال منی پرنسس کوچولو 😏
ت٫ا:ما…… عههههه ... خوب ..ما .……. الان
باکوگو :آره الان منو تو دوست دختر دوست پسر هستیم
و باکوگو که اینو گفت یه کادویی قرمزی از پشت سرش آورد وگفت:پرانسس نمیدونستم که چی دوست داری اگه دوست نداشتی می تونم عوض کنم
ت٫ا: باشه حالا بزار باز کنم 😣
کادو رو باز کردم و............................
ادامه دارد
ادامه رو بعد از ظهر میزارم
- ۵.۱k
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط