پارت
[[پارت 15]]
[[نام داستان کارامل]]
..........و راه افتادیم..........
((در ذهن ت٫ا))
مثلاً می خواستم با اوچاکو برم
رو مخ منهههههههههه 💢💢😠
داشتیم می رفتیم که من چشم به یه کتاب خونه خورد که تو وسایل های نقاشی می فروشد
به باکوگو گفتم :بیا بریم اینجا
باکوگو: کتاب خونه؟؟
ت٫ا: آره خوب مگه چیه؟؟؟؟
در ذهن باکوگو
پس دوست دختر آیندم از کتاب و نقاشی خوشش میاد یادم میمونه
باکوگو: باشه فقط یه شرطی پرانسس
ت٫ا: چی شرط؟؟؟؟
باکوگو: آره خوب مگه چیه پرانسس
گونههای خودتو باد کردی و گفتی
ت٫ا: باکوگو حرفامو تکرار نکن بد میاد💢
باکوگو: باشه پرانسسم
ت٫ا : حالا چه شرطی
باکوگو: هرچیزی گرفتی من پولشو حساب می کنم
ت٫ا : چی .... عههه.......خو...خوب باشه 😳
باکوگو: باشه پس بیریم
[[رفتیم تو مغازه ]]
{{در ذهن ت٫ا}}
من خیلی چیزها می خوام ولی نمی خوام به باکوگو خرج زیادی بیارم وایییییییییییی چی کار کنم 😣 😣
خوب بهتر چیزای مورد نیازمو بردارم یه دفتر طراحی و سه تا محو کن برداشتم
به باکوگو گفتم: همین دیگه بریم
باکوگو: مطمعنی اینا رو نیاز داری یا پیش من واسایل کم برداشتی پرانسسم 🤔
ت٫ا:آره بابا مطمئنم 🫤👍🏻
و........................
پارت بعد رو فردا صبح میزارم نفله هااااا
این پارت رو برای یه دوست نوشتم که امیدوارم حالش زودِ زود خوب بشه تا فیک های منو بخونه 😞😞😞💔💔
[[نام داستان کارامل]]
..........و راه افتادیم..........
((در ذهن ت٫ا))
مثلاً می خواستم با اوچاکو برم
رو مخ منهههههههههه 💢💢😠
داشتیم می رفتیم که من چشم به یه کتاب خونه خورد که تو وسایل های نقاشی می فروشد
به باکوگو گفتم :بیا بریم اینجا
باکوگو: کتاب خونه؟؟
ت٫ا: آره خوب مگه چیه؟؟؟؟
در ذهن باکوگو
پس دوست دختر آیندم از کتاب و نقاشی خوشش میاد یادم میمونه
باکوگو: باشه فقط یه شرطی پرانسس
ت٫ا: چی شرط؟؟؟؟
باکوگو: آره خوب مگه چیه پرانسس
گونههای خودتو باد کردی و گفتی
ت٫ا: باکوگو حرفامو تکرار نکن بد میاد💢
باکوگو: باشه پرانسسم
ت٫ا : حالا چه شرطی
باکوگو: هرچیزی گرفتی من پولشو حساب می کنم
ت٫ا : چی .... عههه.......خو...خوب باشه 😳
باکوگو: باشه پس بیریم
[[رفتیم تو مغازه ]]
{{در ذهن ت٫ا}}
من خیلی چیزها می خوام ولی نمی خوام به باکوگو خرج زیادی بیارم وایییییییییییی چی کار کنم 😣 😣
خوب بهتر چیزای مورد نیازمو بردارم یه دفتر طراحی و سه تا محو کن برداشتم
به باکوگو گفتم: همین دیگه بریم
باکوگو: مطمعنی اینا رو نیاز داری یا پیش من واسایل کم برداشتی پرانسسم 🤔
ت٫ا:آره بابا مطمئنم 🫤👍🏻
و........................
پارت بعد رو فردا صبح میزارم نفله هااااا
این پارت رو برای یه دوست نوشتم که امیدوارم حالش زودِ زود خوب بشه تا فیک های منو بخونه 😞😞😞💔💔
- ۳.۸k
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط