{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شود

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شود
آدم از دست خودش گاهی گریزان می شود

بر لبانش خنده می دوزد ولی دلشاد نیست
زیر بار غصه ها ناچار خندان می شود

زخم ها و ضربه های دشمنان دردش کم است
آدمی از ضربه های دوست نالان می شود

مثل شب بویی که شب هنگام خوشبو می شود
از طلوع روز نو غمگین و ترسان می شود

معنی زندان که ترکیب اتاق و میله نیست
گاه آزادی خودش هم مثل زندان می شود

وای بر روزی که شاعر خسته و غمگین شود
آخر هر مصرع و هر واژه گریان می شود
دیدگاه ها (۱)

ﺭﺳﻮﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﻡﺑﺎ ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻢﻭ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﯼ!!ﺣﺒﺴﺸﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐ...

فکر کن وقت تماشای تو باران بزندچک چک چتر تو در گوش خیابان بز...

مشکل دیوانه تنها یک بغل آرامش استاز همین رو پیرهن بر عکس بر ...

زان یار دلنوازم شکریست با شکایتگر نکته دان عشقی بشنو تو این ...

در دنیای سلطنت

یه جایی خوندم...تنها بودن با تنهایی فرق میکنه...تنها بودن حا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط