{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به این ته سیگارها،

به این ته سیگارها،
آهنگ‌های غمگین همیشگی،
چای سرد شده
و چشم‌هایی که وقت و بی‌وقت می‌بارند،
اعتماد نکن..
عزیزم!
زن‌ها، همه چیز را
صبح زود،
جلوی آینه،
با کمی لبخند و آرایش
فراموش می‌کنند...!!
دیدگاه ها (۱۲)

مادرم شاعر نیستدر عوض نصف غزل‌های جهان را گفتهشعر را می فهمد...

#روز_مادر_مبارک_

این روزهـــــا دردمنـــــد هـم که باشی کـسی با تــو تـا نـمـ...

ادوارد: میدونی فرق بین درد و رنج چیه؟؟آنا: چه فرقی میکنه؟ وق...

Broken Wings پارت 1

گاهی آدم آن‌قدر خسته می‌شود که حتی امید را هم فراموش می‌کند؛...

پارت نوزدهمصبح زود بود. رزا توی آشپزخونه چای می‌ریخت که ته‌س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط