{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آشکارا نهان کنم تا چند

آشکارا نهان کنم تا چند ؟
دوست می‌دارمت به بانگ بلند

دلم از جان خویش دست بشست
بعد از آن دیده بر رخ تو فکند

عاشقانِ تو نیک معذورند
زآن که نَبْوَد کسی تو را مانند

دیده‌ای کو رخ تو دیده بُود ،
به خیال تو کِی شود خرسند ؟

روی بنما ؛ نظر تو باز مگیر
از منِ مستمندِ زارِ نَژَنْد

بر تن ما تو حاکمی ، ای دوست !
خواه راحت رسان و خواه گزند

ای ملامت‌کنان مرا در عشق !
گوش می‌نشنود از اینسان پند

گرچه من دور مانده‌ام ز بَرَت
با خیال تو کرده‌ام پیوند

آنچنان در دلی که پندارم
ناظرم در تو دائم ای دلبند !

تو کجاییّ و ما کجا ؟ هیهات !
ای عراقی ! خیال خیره مبند


#عراقی
دیدگاه ها (۳)

سینه ای سوختهدر حسرت یک عشق محالنگهی گمشده در پرده رویایی دو...

نفس آدم ها...سربسر افسرده ستروزگاری است در این گوشه ی پژمرده...

زندگی نوبر انجیر سیاه ، در دهان گسِ تابستان استزندگی ، بُعد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط