{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا هجی نکن دیگر

مرا هجی نکن دیگر
خدایا
بگذار ناخوانا بمانم
بگذار همه ی سرنوشتم خوب نباشد
ببین !
عمرم دارد مثل آدم برفی های توی عکس های کودکی آب می شود
ببین
قلبم در محله ی شلو غی ساکن است
که مدام مثل سقف خانه های مخروبه
به درون خودش چکه می کند
در موهایم دانه های ماه کاملاذوب شدند
در موهایم رئیس قبیله ی سرخپوستی نشسته
که دارد چپق صلح می کشد اسم ان رئیس قبیله این است
" دو معشوقه که در مهتاب یکدیگر را
می بوسند ""
قلبم پرنده ، قلبم کابوی تنهایی است
که نمیداند که چرا از خانه دور افتاده
موهای من خواب های بسیاری میبیند
از هر تارشان بادکنک های رنگی به هوا میروند
در موهایم باغ های گیلاسی هست
که کودکان مدام از شاخه هایش تاب می خورند ونمیدانم چرا مدام من وفقط من از تاب هازمین میخورم
اسمم یکی از ان دوکودک است
که زیاد عمر نمی کند
خدایا مرا ببخش
وبگذار در رویاهایم گم شوم ...مرا که نوزاد نبوده ی یک ننوی خالی ام
عقاب پرشکسته منم
مرا اتش بکش خدایا که حنای انگشتان زندگی بشوم
واین دعای سیاه را ببخش
که من دشنه ای در جیب پشتی این شبم
....

#شخصی
دیدگاه ها (۱)

بنشینم، بنشینیو بی‌آن‌که به خاطر آوریمدر کوچه باد می‌آید؛چای...

روزها سخت می گذرند ....من مثل سایه که بخواهد از تن جدا شود م...

ضربان پايت را می شنومدر سينه ام راه می رویترجيح می دهم كه تن...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط