{% if state.amp %}
{% else %} {% endif %}
doosst
۱۳۰
پسند
داشتیم تو پاساژ دور می زدیم
داشتیم تو پاساژ دور می زدیم
دیدیم مادر دختره چنان با مشت زد تو کمرش
دختره با پشتک و وارو از پله ها افتاد
و با دماغ کف آسفالت کشیده شد
بلند شد به مادره گفت
چرا می زنی؟
مادره گفت صد بار بهت گفتم قوز نکن 😐 😂 😂 😂
دانلود
۱.۲k
۱۳ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (
۴
)
𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀
پارت: 13 (بخش3) **زاویه دید: زین**فردا صبح، هوای پاییز ابری ...
پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی میداد. بوی چوب نمکش...
فاصله یک لبخند تا جنون
پارت ۳
پارت: 3 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«اینجا چه خبره؟»صدا، بلند ن...
آوای شب پارت ۲۵ویو نویسنده انیا بعد از اون اتفاق دیروز از ار...
پارت: 15 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سینی نقرهای تو دستهام ط...
......پارت چهاردهم.....
《اسیر یک قرارداد》پارت ⁵ویو سومیاودر با صدای بلندی باز شد.همی...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین