{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتیم تو پاساژ دور می زدیم

داشتیم تو پاساژ دور می زدیم

دیدیم مادر دختره چنان با مشت زد تو کمرش


دختره با پشتک و وارو از پله ها افتاد

و با دماغ کف آسفالت کشیده شد

بلند شد به مادره گفت

چرا می زنی؟

مادره گفت صد بار بهت گفتم قوز نکن 😐 😂 😂 😂
دیدگاه ها (۴)

فقط یه ایرانی می تونه طلای سفید نخره 💍 بگه مردم فک می کنن بد...

مردمی که سیاستمداران فاسد را انتخاب می کنند قربانی نیستند شر...

من موندم منظور از عزای عمومی که اعلام میکنن چیه؟؟؟یعنی فعلا ...

بعد از عمل های دماغ خوکی، گوش الاغی، چشم گربه ای، لب شتری و ...

در دنیای سلطنت

My professor Part:41تهیونگ رو کرد سمت منی که داشتم نفس کم می...

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط