{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همسایه های خشن من

همسایه های خشن من ۳
ویو شب کوک
_العان یه چند دقیقه ای میشه که آمدیم و و قراره بزرگترین مافیای جهانم بیاد العاناست که بیاد
_امد ،امددددد
ته : هی آروم باش عادی رفتار کن
جیمین: راست میگه گنگ باش تا نظرش رو جلب کنی
نامی: واستا ، واستا اون، اون یه دختره!
_وات یعنی العان بزرگترین مافیای جهان یه دختره
جیهوپ: بچها دختر و پسر فرقی نداره مهم اینکه اون از ما قوی تره
شوگا : چه لباسای خفنی ازش خوشم میاد ولی چرا ماسک زده
هانا:‌ حتماً زشته یا می‌ترسه لوبره (بچها هانا یه مافیا هستش که سطحش از اعضا خیلی‌ کمتره)
_هی هی مواظب حرفات باش که درباره کی حرف میزنی
هانا: اگه نزنم
ته: اون تک تیرانداز اون بالارو می بینی
هانا:آره
ته: یه تیر خالی می‌کنه تو سرت اوکی
هانا: ای بابا باشه با شماهم نمیشه حرف زد
ویو کوک
داشتیم با هانا بحث میکردیم که یه نفر آمد کنارم اون انگار خارجی بود
& سلام
_سلام
&می‌دونی چرا اون ماسک زده
_نه تو میدونی؟
&نمیدونی ؟ خب بزار برات تعریف کنم همه بهش میگن سایه مرگ هرکی صورتش رو میبینه دیگه زنده نمی مونه تازه پدرشم مافیا هستش و بین ماس ولی اون نمی‌خواد کسی بدونه که اون کیه
و ......
#سناریو#وانشات#اسمات#کوک#
دیدگاه ها (۷)

همسایه های خشن من (4)& پدرشم مافیا هستش ولی اون نمی‌خواد کسی...

سلام دوستان خوبینمن یه چند روزی مریض بودم و رفتم آزمایش دادم...

همسایه های خشن من (۲)ویو ات رفتم داخل خونه خوبیه یه رنگ مشکی...

همسایه های خشن من ( ۱ )سلام من ات هستم یه دختر ۲۲ ساله که ت...

#دبیرستان_مخفی_من پارت ۲۸ ولی این اخر داستان نبود وقتی داشتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط