{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرزوهای ساده ای که قرار نیست واقعی باشه :)

آرزوهای ساده ای که قرار نیست واقعی باشه :)
نمیدونم مثلا دعوت شم مهمونی لباس شیک بپوشم تو راه یه دسته گل بخرم برای میزبان بعد مثلا کل مهمونی بگیم بخندیم ورق بازی کنیم بوی تند سیگار میان عطر گم بشه
بعدش زرشک پلو با مرغ و سالاد که زدی بری توی حیاط شروع کنی به شستن ظرف ها
آخرش هم دور هم شعر بخونیم و ساز و رقصی باشه
شیرینی باقلوا غرقت کنه و تلخی چای یادت بیاره که اینا رویا نیست واقعیته
دیدگاه ها (۰)

نمی‌دانم دارم روزهایم را می‌کشم یا روزهایم دارند مرا می‌کشند...

چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردممگر دشمن کند اين‌ها...

ویران شده را حوصله ی منت معمار نباشد ویرانه ی ما را بگذارید ...

در این امت تنهاتربت غریبغربت پیدا صراط ناپیدا قبله مفقودکعبه...

یه دوست پسر هم نداریم بهمون پیشنهاد بیشرمانه بده ، ماهم کلی ...

درخواستی عضو هشتمتکپارتیبعد از دوازده سال دوری از ایران، بال...

پارت 176

داستانِ احسانقسمت اولپسر عمه ام احسان ، از کوچیکی که پدر و م...

چیزی که بقیه میبیننVsچیزی که ما آرمیا میبینیم😭😂⤹ ⟭⟬ ᣞ

شفاعتم کنی رفیق شهیدم 🕊️🥹❤️خدا رو شاهد می گیرم فقط با کمک تو...

جهت اطلاعات عمومی دوستان ...ॐ๏ اگه از اکسپلوری یه سر به پیجم...

ولی این دوتا 🛐🛐

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط