{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهارم

پارت چهارم


(کوک میخواست به ا.ت حمله کنه و ببوستش که یهو ته با موتورش میاد پیش ماشین کوک)

تهیونگ: به به آقا کوکی

جونگ کوک : هوففف چقدر گفتم اینجوری صدام نکن(برمیگرده حالت عادی)

تهیونگ: (ا.ت‌رو نگاه میکنه) فاخ کوک از یونا بچه دار شدی؟

(جئون یونا : به زن هرزه ی به تمام عیار که فقط برای پول با کوکه ولی جوری نقش بازی میکنه که کوک نمیفهمه *کوک عاشق یوناعه* [البته فعلا] )

جونگ کوک : نه بابا به اون الماس نمیزارم فشار بیاد

ذهن ا.ت : یونا ، الماس؟ چه اتفاقی میخواد بیفته🥺

تهیونگ: بگذریم کجا میری؟

جونگ کوک : میخواستم برم عمارت. ولی الان میرم مَقر

تهیونگ: یاااا کوک اون بچه خیلی کوچیکه

(کوک وقتی بخواد کسی رو به بردگی یا خدمتکاری و... کنه میبرتش مقر )

جونگ کوک : به من چه خب


تهیونگ: کوک نکن ، هی تو بچه چند سالته

ا.ت : ک...کی ...م..من؟


جونگ کوک : اوهوم

ا.ت : د....د..ده سالمه


تهیونگ: یااااااا جونگ کوکککک.

جونگ کوک : یکم کوچولویی ، فعلا خدمتکاری

تهیونگ: آه باشه بعدا میبینمت(میره)
دیدگاه ها (۰)

پارت پنجما.ت : هق هق عمو ویو جونگ کوک : عمو؟نمیدونم چرا ولی ...

پارت شیشویو یونا : چرا کوک نمیاد اهههه باید برم پیش ددیم اها...

نظرتون راجب پارت بعد چیه؟کلییییی پارت نوشتم و قراره شب براتو...

چطولینننن

Part 12ا،ت ویو باورم نمیشه چقدر احمق بودم که باورم شد جونگ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط