{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پنجم

پارت پنجم

ا.ت : هق هق عمو

ویو جونگ کوک : عمو؟نمیدونم چرا ولی وقتی گف عمو احساس خیلی خوبی کردم


جونگ کوک : بله

ا.ت : تروخدا رحم لحم کنن😭😭😭😭😭تروخدا عمووو😭


(ویو جونگ کوک : وقتی دیدم گریه میکنه سریع زدم کنار )
جونگ کوک : هی هی بچه چته چرا گریه میکنی آروم باش ، هوفف باشه میبرمت عمارت خوبه؟

ا.ت : هق هق عمو هق قول میدیی انگشت کوچیکه(ا.ت انگشت کوچیکشو میاره بالا)


جونگ کوک : هه😏 بچه باشه قول میدم(قول میده)

ویو کوک : قول آخه؟ اونم انگشت کوچیکه
هوفففف واقعا این خیلی کوچیکه
دیدگاه ها (۰)

پارت شیشویو یونا : چرا کوک نمیاد اهههه باید برم پیش ددیم اها...

پارت هفتمکوک : برو تو اتاقت و بیرونم نیاا.ت : اما غذا..........

پارت چهارم (کوک میخواست به ا.ت حمله کنه و ببوستش که یهو ته ب...

نظرتون راجب پارت بعد چیه؟کلییییی پارت نوشتم و قراره شب براتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط