{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعر از کوچه ی مهتاب

شاعر از کوچه ی مهتاب
گذشت
لیک شعری نسرود

نه که معشوقه نداشت
نه که سر گشته نبود

سالها بود
دگر کوچه ی مهتاب
خیابان شده بود
دیدگاه ها (۱)

درڪناردلبرم آرامشےآمد به دلبازآغوشش مرامست وخرابم مےڪندچشمها...

💌 بازیچه شدم ، بازی تو بازی جان بوددر قلب تو یک توطئه گ...

توی ذهنم یک دنیا واست حرف دارم ولی توی دلم یک جمل...

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم !

تلنگر میزند بر شیشه ها سر پنجه ی باراننسیم سرد میخندد به غوغ...

بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشتسوز و گداز شمع و من و دل اثر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط