{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیچه شدم بازی تو بازی جان بود

💌


بازیچه شدم ، بازی تو بازی جان بود
در قلب تو یک توطئه گویی که نهان بود
بر عشق زدی تیشه و از ریشه بریدی
چشمان من از روز نخستین نگران بود
دیدگاه ها (۱)

💞 💕 چقدر... 💕 زندڪَی قشنڪ 💕 می شود وقتی ڪسی 💕 رادا...

بی محابا در میان عشق تو زندان شدمپشت دیوار بلند عاشقی پنهان ...

درڪناردلبرم آرامشےآمد به دلبازآغوشش مرامست وخرابم مےڪندچشمها...

شاعر از کوچه ی مهتاب گذشتلیک شعری نسرودنه که معشوقه نداشتنه ...

🌱🍒هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدمبا زبان زخم زدی، ....

﮼ هر صبح قلب من با عشق تو طلوع میکنه امروز صبح تا بیدار شدم ...

.گاهی احوال مرا ای جان جانانم بپرسیک خبر از روزگار نابسامانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط