{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش از انگشتهای دستانمان

کاش از انگشتهای دستانمان
یاد می گرفتیم
یکی کوچک,یکی بزرگ
یکی کوتاه و یکی بلند
یکی قوی تر و یکی ضعیف تر
اما هیچکدام دیگری را
مسخره نمی کند
هیچکدام دیگری را له نمی کند
و هیچکدام برای دیگری
تعظیم و کرنش نمی کند
آنها کنار هم یک دست میشوند
و کار می کنند
چرا ما انسانها اگر
از کسی بالاتر بودیم
لهش می کنیم
و اگر از کسی پایین تر بودیم
او را می پرستیم
شاید بخاطر همینکه یادمان باشد
نه کسی بنده ماست
نه کسی خدای ما
خداوند انگشتهای ما را
اینگونه آفرید
آری,باید باهم باشیم
و درکنار هم
آنگاه لذت یک دست بودن
را می فهمیم،!!!!
دیدگاه ها (۱)

OBEY

عشق من نیمار جوووونم

تحقیقات یک صدف شناشصدف‌های نر به بهانه نشان دادن مروارید صدف...

کودکی، پروازِ خیال بود در هوایِ بی‌مسئولیتی؛ زمانی که غصه‌ها...

پارت ۴۹ رومان _ سناریو _ پارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط