پ۸ف۴ با سحر تصمیم گرفتم برم خونه آقای... ساعت ۳ شد و آقای
پ۸ف۴ با سحر تصمیم گرفتم برم خونه آقای... ساعت ۳ شد و آقای... اومد دمبالمون رفتم خونه اشون واس تست بازیگری آخه پدرش بازیگر بزرگی بود میتونست منو ب کارگردانای بزرگی پیشنهاد کنه بعد نیم ساعت رسیدیم و رفتیم داخل خونه در نیمه باز بود آقای... تعارف زد_بفرمایید داخل +اول شما_بفرمایید سحر از تعارفای ما خستع شد _ای بابا بسه هی تعارفای نامزدیا میایین چندشا خودم میرم رفت داخل و ی قوطی رنگ قرمز ریخت روی سحر و برادر آقای... پرید جلو واس خوشحالی کردن _ایول دی... ای بابا ببخشید آقای... با اعصبانیت رفت داخل برادرش با دیدنش شوکه شد _سسسلام بفرمایید داخل واقعا شرمنده ام فک کردم برادرمه داداش بیا داخل رفتیم داخل با دیدن سحر در مرز ترکیدن بودم ک نگاهم ب صورت خنده دار برادر آقای... افتاد صدای خنده ام بلند شد +ههههههه ایول ایول سحر چ بهت میاد وایییی ههههه نگاهم ب پدر آقای... افتاد +ببخشید پدرش ب حرف اومد _دخترم حمام اونجاست برو عینکتو بده پاک کنم سحر گفت _زنگ بزن اشکان بیاد سارا گوشیمو در آوردم و زنگ اشکان زدم بعد نیم ساعت اومد سحر باهاش رفت برادر آقای... گفت _ببخشید داداشم استقلالیه خاستم رنگ قرمز بریزم روش باهم کری بخونیم نفهمیدم دوتا خانم همراهشه +جاش خیلی خندیدیم دمت گرم منم پرسپولیسم من برم پیش پدرتون
- ۱۱.۲k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط