{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#یه_تیکه_کتاب📚

#یه_تیکه_کتاب📚
او گفت: خیلی می ترسم 
و من گفتم: چرا؟ 
و او گفت: چون از ته دل خوشحالم دکتر رسول. خوشحالی این شکلی وحشتناک است. 
ازش پرسیدم: چرا؟ 
و او گفت : وقتی دست سرنوشت بخواهد چیزی را ازت بگیرد، می گذارد این طور خوشحال باشی...!

بادبادک باز _ خالد حسینی
دیدگاه ها (۱)

#یه_تیکه_کتاب📚 این را فهمیدم که آن هایی که،‌ مثل من،‌ ازدوا...

#یه_تیکه_کتاب📚 باید چیزی را که در خیالمان هستیم، فراموش کنیم...

#یه_تیکه_کتاب📚 کلمات همیشه این قدرت را ندارند که آدمهای خیل...

#یه_تیکه_کتاب📚 عشق درون دیگران نیست، بلکه درون خود ماست. ما ...

#سناریو_بی_تی_اس #درخواستی وقتی توی بقلشون می‌میریم ( حرف ها...

~سرنوشت من چیست~پارت یازدهمادامه...جونگکوک::اره بیداره ولی د...

~سرنوشت من چیست~پارت دهمادامه...ویو جیمینوقتی وسایل شوگا رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط