{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست دارم ساعتی با چشم تو خلوت کنم

دوست دارم ساعتی با چشم تو خلوت کنم
در کنارت جا بگیرم با لبت صحبت کنم

محو رویت، روبرویت، دوست دارم، ماه من!
از دل بی‌تاب خود پیش دلت غیبت کنم

چون تو یک دل، یار همدل، کی؟ کجا پیدا شود؟
دوست دارم با دلِ یک رنگ تو بیعت کنم!

قلب من هر لحظه با شوق تو نبضش میزند
بی حضور تو چرا با زندگی وصلت کنم؟ 

بوی اندوه مرا در چشم غمگینم ببین
از من ای آرام جان! هرگز مخواه ترکت کنم

بزم عشقی چیده‌ام در قلب مجروحم، تو را
با تمام عاشقی در بزم خود دعوت کنم 

جان من مملو از تکرار یادت دم به دم
این محال است من به دوری از غمت عادت کنم...
دیدگاه ها (۲)

گر نیمه شبی مست درآغوش من افتدچندان به لبش بوسه زنم کز سخن ا...

چقدر شبیه آرزویی هستم که نقشِ بر آب شدهچقدر شبیه آبی هستی، ک...

من، ناجی شعرهای توام!بر دهانش، سکوت بوسه می زند!شعرهای من، ن...

تو، تمام مرا گرفته ای!دلتنگت که می شوم،نه شعری می خوانم،نه س...

اسلام علیک یا علی بن موسی رضا 🥹(نام مجنون)🥀خوشا آن من که در ...

غزلی نگفته دارم، که کند ز تو حکایتبه چکامه چون سرایم، آنهمه ...

🫀💘... هارا گدسن گلرم‌ جان سنه قورباندی گداخنه دئسن من الرم ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط