{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر نیمه شبی مست درآغوش من افتد

گر نیمه شبی مست درآغوش من افتد
چندان به لبش بوسه زنم کز سخن افتد

صدبار به پیش قدمش جان بسپارم
یکبار مگر گوشه ی چشمش بمن افتد

ای برسر سودای تو سرها شده بر باد
دورازتو چنانم که تنی بی بدن افتد

آوازه ی کوچک دهنت ورد زبانهاست
پیدا شود آن راز که در هردهن افتد

شیرین نفتد هر که زند تیشه که اینکار
شوری است که تنها بسر کوهکن افتد

#ملک_الشعرای_بهار
دیدگاه ها (۳)

گر نیمه شبی مست درآغوش من افتدچندان به لبش بوسه زنم کز سخن ا...

گر نیمه شبی مست،درآغوش من افتدچندان به لبش بوسه زنم کز سخن ا...

گر نیمه شبی مست،درآغوش من افتدچندان به لبش بوسه زنم کز سخن ا...

گر نیم شبی مست در آغوش من افتدچندان به لبش بوسه زنم کز سخن ا...

همچین پیجی هیجا پیدا نمیکنی فالو کن تا گمم نکردی

رها🍂 نه می توانم آرام بمانمنه می توانم فریاد بزنمنه می توانم...

بیا بارون وقتی میای میزاری روزای خوب به یادگار ~•~

نهنگ ها خودکشی می کنند ، حتما شنیده‌ای . بی هیچ دلیلی خودشان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط