{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست آذر را گرفت و گفت وقت رفتن است

دست آذر را گرفت و گفت وقت رفتن است
چادرش را بین دندان‌ها گرفت و دور شد

مهر و آبان را سوار باد قبلا کرده بود
قصد ماندن داشت اما دی شد و مجبور شد

ارس آرامی #دی ما
دیدگاه ها (۰)

دست آذر را گرفت و گفت وقت رفتن استچادرش را بین دندان‌ها گرفت...

عمر به آذر می‌رود دی‌ماه و اسفند نیز همرفتن مهرش ز دل، بشنو ...

باران هم با باریدن بر این نیمکت خالی،نبودنت را فریاد می‌زندو...

باران هم با باریدن بر این نیمکت خالی،نبودنت را فریاد می‌زندو...

The sound of bells part 8

bad boyfriend season : 1part : 29بعد گذشت چند مین کوک و ا.ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط