{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران هم با باریدن بر این نیمکت خالی،

باران هم با باریدن بر این نیمکت خالی،
نبودنت را فریاد می‌زند
و با ضربه به گونه‌هایم رفتنت را...

من ماندم و یک خیابان خیس
و چتری که دیگر باز نمی‌شود!


#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

باران هم با باریدن بر این نیمکت خالی،نبودنت را فریاد می‌زندو...

دست آذر را گرفت و گفت وقت رفتن استچادرش را بین دندان‌ها گرفت...

به دور از چشم نگران آبان پاییز و زمستان باهم یک قرار عاشقانه...

به دور از چشم نگران آبان پاییز و زمستان باهم یک قرار عاشقانه...

واژه هایم رنگ باران دارد وقتی از تو می نویسمقلبم خیس دلتنگی ...

باران زد و از حال تو ، ما را خبری نیستمن ماندم و چتری و خیاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط