شعر حلاج از کتاب در کوچه باغ های نیشابور دکتر شفیعی ک

شعر «حلاج» از «کتاب در کوچه باغ های نیشابور» دکتر شفیعی کدکنی

در آینه دوباره نمایان شد
با ابر گیسوانش در باد
باز آن سرود سرخ اناالحق
ورد زبان اوست
تو در نماز عشق چه خواندی ؟
که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز
پرهیز می کنند
نام تو را به رمز
رندان سینهچاک نشابور
در لحظه های مستی
مستی و راستی
آهسته زیر لب
تکرار می کنند
وقتی تو
روی چوبه ی دارت
خموش و مات
بودی
ما
انبوه کرکسان تماشا
با شحنه های مامور
مامورهای معذور
همسان و همسکوت ماندیم
خاکستر تو را
باد سحرگهان
هر جا که برد
مردی ز خاک رویید
در کوچه باغ های نشابور
مستان نیم شب به ترنم
آوازهای سرخ تو را باز
ترجیع وار
زمزمه کردند
نامت هنوز ورد زبان هاست #بخون
دیدگاه ها (۱)

کتاب «باد سهمگین»، اثر «میگوئل آنخل آستوریاس»، شاعر و نویسند...

شعر «سیف فرغانی شاعر قرن هفتم و هشتم» خطاب به «سعدی شیرازی» ...

شعر «سیف فرغانی» «شاعر قرن هفتم‌ و هشتم» در واکنش به حمله مغ...

رمان «شنل» اثر نیکلای گوگولرمان شنل نوشته جاودانه ی نیکلای گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط