جویی ویو

جویی ویو
جیمین کنارم دراز کشید
جیمین: گرممهه
جویی: برو‌حمو خب شی
جیمین: لباسانو درار
جویی: چی خودت درار
جیمین: من نمیدونم اسمم چیه دکمه باز کنم
جویی: خب
پیراهنشو دکمه هاشو باز کردم وایی عررررررر سیکس پکارووو
جیمین: هعی دختره منحرف ب بونم زول نزن نکنه چون مستم میخوای بم تجا وز کنی
جویییدونه محکم زدم رو سینش
جویی: خودتی منحررفف
جیمین: درد
جویی: در ضمن تو رفقاتی که ب همه تجاوز میکیند
جییمن: عه.. پس بزار امشب بت تجا وز کنم(مست و کمی هوشیاری
جویی: واا برو بابا من دیگه میرم
پاشدم ولی دستمو کشید و
( مغز های کثیفتونو رو کنید)
ویو ات
وقتی از خواب بیدار شدم یکم سر درد داشتم ( 😂 بچه ها گفتم رمانتیکا ولی جونگ کوک حالیش نیس چون هر دو رای بودن بد ترم کرد)
ات: اییی
جونگ کوک تو خواب هفت پادشاه بود
رفتم حموم لباسامو عوض کردم رفتم پایین خونه خالی بود که تهیونگ پیدتش شد
ته: سلان
ات: سلام جویی کو
__________________________
بچه هاا من میخوام از جیمین رمان بنویسم ولی بین جیمین و تهیونگ موندم
شما بگید کدون ولی اگه جیمین عالی میشه
دیدگاه ها (۳۸)

پارت بیستو یک گالری عشقبعد دو روزات ویوامروز قرار بود بریم ل...

Betrayal p16

ʚFOR YOUɞʚPART_¹⁹ɞ(3ماه بعد)ات ویودیگه باید امتحانات و بدیم ...

عشق مافیایی Part 23جیمین: حالا از کجا شروع کنیم ات: از هیچ ج...

چند پارتی جونگکوک وقتی دیگه نمیخوادت...(پارت ۲)

پارت ۲۱

ادامه پارت ۱۶تهیونگ پچ پچ کرد: «وای... نگاش کن. چقدر کیوت خو...

part ²² اون صدای...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط