{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

ویو ات
ته: ( خندهه)
ات: وا
ته: الان پیش عشقشه
ات: چه
ته: جییمین و جویی دیشب با هم بودن
ات: یعنی منظورت..
ته: اره
ات: نننن
دوییدم طبقه بالا
رفتم پیش کوک
ات:کوک کوکیی کوککک
کوک: هاا
ات: پاشو زود
کوک: چیشده
ات: همچیو گف
کوک: باشه باشه الان پا میشم کوک پا شد و لباسامون عوض کردیم با تهیونگ رفتیم خونه جیمین
ات: رمز در چیه
ته: واسا( رمزو زد
وقتی در باز شد رفتم تو ی اتاق ولی خالی بود اتاق دومیی جویی و جیمین لخت بودن ( پتو روشونه
ات: جویی جویی خوبی
جویی: ایی اتی حالم بده وقتی ته و کوک وارد شدن یچی اتداختم رو جویی تا بدنش معلوم نشه
ات: ناراحت نشو
جویی: اون .. اون..( گریه* دختره نکبت از خداتم باشه
ات: اروم باش
جیمین: ایی سرم
ات: ایی بیشعوررررر این چه کاری بود کردی
جیمین: چیکار ... اها خب
کوک: وقعا این کارو کردی اونم تو فک کردم از هم بدتون مباد( خندهه
ته: ارع ارع مثلا بدشون گیاد دا یم میبینیم( خنده و مسخره کردن
ات: عه بسه جیمین کوک تهیونگ برید بیرون
جیمین: من لختم
که جونگ کوک حوله رو اناخت سرش
کوک: دیگه نیستی
جیمین: مرده شورتو بب م
ته و کوک جیمینو بردن بیرون منم پیش جویی بودم
دیدگاه ها (۰)

ویو ات ات: خب . پاشو برات لباس اوردمم ات: جویی؟جویی: هومات: ...

وی ات ات: خب میبینی که ازت بدشم میاد از خونه رفتم بیرون دنبا...

جویی ویو جیمین کنارم دراز کشید جیمین: گرممهه جویی: برو‌حمو خ...

جوویی ویو رفتم سمتش جویی: هعی جیمین خوبی چیشدهه جیمین: هعی م...

در چنگ عشق

کوک: ببخشید زیاد روی کردم خیلی گشنم بود ات: کوک لبم رو حس نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط