{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و باد صبا مسکین

من و باد صبا مسکین
دو سرگردان بی‌حاصل

من از افسون چشمت مست
و او از بوی گیسویت...
دیدگاه ها (۱)

چشم‌هایش شروع واقعه‌ای بود عظیم در قلبم!هرگاه‌ دیدمش تندتر ا...

ﺑﻮﯼ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﺁﻣﺪ …ﺑﺎﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ …ﻧﮑﻨﺪ ﺑﺎﺯ ﭘﺪﺭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺍﺳﺖ؟ﻧ...

هوایت می‌زند بر سردلم دیوانه می‌گرددچه عطری در هوایت هستنمی‌...

پاییز....🍁 🍂 🍁 چمدانش را بستهانتهای جاده آذربه انتظار نشست...

*ای پادشه_خوبان داد از غم_تنهایی

*مرده‌ام، عیسی‌دمی خواهم، که یابم زندگیهمره باد صبا بفرست بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط