{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم‌هایش شروع واقعه‌ای

چشم‌هایش شروع واقعه‌ای
بود عظیم در قلبم!
هرگاه‌ دیدمش تندتر از قبل
به تپش افتاد...
دیدگاه ها (۱)

ﺑﻮﯼ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﺁﻣﺪ …ﺑﺎﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ …ﻧﮑﻨﺪ ﺑﺎﺯ ﭘﺪﺭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺍﺳﺖ؟ﻧ...

چیست در بازی آن ابر سپید روی این آبی آرام بلند که تو را می‌ب...

من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصلمن از افسون چشمت مست و ...

هوایت می‌زند بر سردلم دیوانه می‌گرددچه عطری در هوایت هستنمی‌...

*+نبینم چشم‌های که دلیل تپش های قلبمه رو خیس کنی،میخوای قلبم...

تو از من نرفته‌ای… هنوز در من نفس می‌کشی، در قلبم زندگی می‌ک...

«در میانِ تمامِ کلمات، نامِ تو تنها واژه‌ای‌ست که تپش‌های ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط