«اتوسا» ۱۳
دو ماه پیش مجبور شدم زن بگیرم زنی به اسم سیمین
الان بارداره دیروز که محمد معاینه ش کرد فهمیدیم
بدتر از همه اینه که ی ماه پیش فهمیدم کسی که به اتوسا گفته من دارم میرم تو اون خونه و فراریش داده محمد بود!
پدرو مادرم مجبورم کردن که غیابی صیقه ی طلاق خودمو و اتوسا رو بگم
هر چند دلم راضی نبود اما مجبور بود.........!
الان بارداره دیروز که محمد معاینه ش کرد فهمیدیم
بدتر از همه اینه که ی ماه پیش فهمیدم کسی که به اتوسا گفته من دارم میرم تو اون خونه و فراریش داده محمد بود!
پدرو مادرم مجبورم کردن که غیابی صیقه ی طلاق خودمو و اتوسا رو بگم
هر چند دلم راضی نبود اما مجبور بود.........!
- ۱.۴k
- ۰۴ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط