اتوسا 15
به ارومی درو باز کردم و با ارسلان و اسمان وارد خونه شدیم
که با صحنه ای مواجه شدیم که نزدیکه بود بترکیم
اریانا داشت موهای ارمان رو میکشید و دایان داشت پستش و محکم گاز میگیرفت تون وسط ارمان داشت داد میکشید که ولم کنیدددد
منو اسمان و ارسلان از همون لحظه ای که وارد شدیم ترکیدیم
-ارمان باز بچه های منو چیکار کردی که دارن این بلا رو سرت میارن
ارمان بعد از اینکه بزور جداشون کرد البتت به کمک من گفت
ارمان: من بدبخت رفتم براشون شیر درست کنم دیدم دختر عزیزت رفته بالای میز منم ترسیدم که بیوفته رفتم سمتش کت بیارمش پایین یدفعه پریید روی من و شروع کرد بت کشیدن موهام و منم افتادم زمین که پسر گلت هم امد سمتم و منو گاز گرفت
بدبخت ارمان جای دندون دایان واضح روی دستش بود
خنده ای کردم و رو به ارسلان و اسمان گفتم که بشینید الان میام
که با صحنه ای مواجه شدیم که نزدیکه بود بترکیم
اریانا داشت موهای ارمان رو میکشید و دایان داشت پستش و محکم گاز میگیرفت تون وسط ارمان داشت داد میکشید که ولم کنیدددد
منو اسمان و ارسلان از همون لحظه ای که وارد شدیم ترکیدیم
-ارمان باز بچه های منو چیکار کردی که دارن این بلا رو سرت میارن
ارمان بعد از اینکه بزور جداشون کرد البتت به کمک من گفت
ارمان: من بدبخت رفتم براشون شیر درست کنم دیدم دختر عزیزت رفته بالای میز منم ترسیدم که بیوفته رفتم سمتش کت بیارمش پایین یدفعه پریید روی من و شروع کرد بت کشیدن موهام و منم افتادم زمین که پسر گلت هم امد سمتم و منو گاز گرفت
بدبخت ارمان جای دندون دایان واضح روی دستش بود
خنده ای کردم و رو به ارسلان و اسمان گفتم که بشینید الان میام
- ۷۸۵
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط