{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انصاف نباشد که من خستهی رنجور

انصاف نباشد که منِ خسته‌ی رنجور
پروانه‌ی او باشم و او شمعِ جماعت

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

هرشب علامت میزنم امروزِ بی‌ او‌ راتقویم قطعا اختراعِ آدمی تن...

خسته‌ام مثل یتیمی که از او فرفره ای بستانند و به او فحش پدر ...

‏فردا اگر بدونِ تماشای چشم توخاکم کنند، آه ... چه خاکی به سر...

جان بر لب است و حسرت

«ساعت می‌چرخد و شمع می‌سوزد… عجب قصه‌ایست این عمر. همانطور ک...

شکرت که نگام میکنی،ای بالاترین امیدِ تنِ خسته ی من.#دین#اندی...

(شکرت خدا)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط