{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 5
کاگیاما : میخواستم ازت معذرت خواهی کن..
هیناتا : نمیخواد.. دیگه برام مهم نیست میرم تو اتاقم
کاگیامادستش رو میگیره میبرن تو حیات و مینشونتش رو ی کاپوت ماشین و اونو میبوسهههههههه هیناتا سعی میکنه که خودش رو جدا کنه اما نتونست و زیر دستش رام شد و چشماشو بست
کاگیاما: خیلی حرف میزنی 😏
هیناتا: روانی.. کله شق
& هیناتا برمیگرده تو اتاقش
هیناتا: نه نه نه نه نه نه نه نه نههههه چرا زیر دستش رام شدم نباید اون اتفاق میوفتاد اصلاااااامن که گی نیستم نه چرا قلبم تند میز....
کاگیاما تو اتاق هیناتا : چرا داری با خودت حرف میزنی حالا می روانیه😏
هیناتا: از کی اینجایی
کاگیاما: همین الان چرا لپات گل انداخته
هیناتا: جنابعالی اومدی منو بوسیدی چه توقعی داری
کاگیاما: اینکه فقط مال من باشی
هیناتا: من مال هیچکس نی... وایسا چی؟ 😦
کاگیاما: میخوام دوست پسرم باشی
هیناتا: چ.. چرا ما فقط 5روزه همو میشناسیم چجوری
کاگیاما : درسته 5روزه تمت من تو همون نگاه اول عاشقت شدم
هیناتا: چ... چی مگه می...
& اینبار کاگیاما دوباره اونو میبوسهههههههه و میندازتش رو تخت و یک شب زیبا را باهم سپری می کنن 🤭🤭🤭🤭🤭😇😇😇


پایان این پارت 3تا پارت دیگه بیشتر نیست ببخشید اگه بد شد بوس به همه حمایت یادتون نره🤭😏
دیدگاه ها (۴)

اگه اینو شب میبینی یه کامنت بزار🤣

چرا حمایت نمیکنین🥺حمایتم کنید کناه دارم این همه زحمت میکشم🥺

پارت 6صبح اتفاقات خوب 😅هیات از خواب می ره دورو ب و نگاه میکن...

پارت 2.... چونش رو گرفت بالا و گفت: پس اسمت هیناتاس ؟ هیناتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط