{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدانی چه دلهره ای داشتم

میدانی چه دلهره ای داشتم ؟
قرار ِاول را می گویم ...
تن و دستانم میلرزید ...
غوغایی در وجودم شعله ور بود ...
چشمم به چشمانش افتاد ...
او به من لبخند زد ...
و اینجا بود شروع ِآرامش ..و پاییز شد اغاز باهم بودنمان
دیدگاه ها (۱)

قهوه خوش مزه است...خوشمزگی اش،به همان تلخ بودنش است،وقتی میخ...

هم در هوای ابری باران دلم گرفت هم در سکوت سرد زمستان دلم گرف...

24/6/1395

همش کار وکار.....باخستگی میرم خونه،اعصاب خط خطیمم مادرم و می...

‌╭────────╮ 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞 ‌╰────────╯عــشــق‌و‌نــف...

[♡part⁸♡]ویوی نیکولاس‌حتی نفهمیدم کی خوابم برد،داشتن عروسک ک...

Another place,books!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط