{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سه نفر بودند

" سه نفر بودند ؛
چاقو کشیدند
فرار نکردم ... !
ایستادم
با مُشت گره کرده ... یکی از پشت محکم زد به کمرم !
تمام تنم خون شد !! "
راستش ... راستش دروغ گفتم
فقط
خواستم
با چشمان درشتت
زل بزنی ب شعرم
دیدگاه ها (۱)

کلمه ها ما را به اشتباه می اندازند باید به چشمهایت نگاه کنم ...

باید همان روز که گفتی دوستت دارممی مُردمتا دوست داشتنت را با...

اینطور ک تو در من جا گرفته ای شک میکنم خدا دقیقا منظورش تو ب...

تو زیباترین دختر این شهر هم که باشی بازهمعشق دوم هستی! او او...

"تعقیب در تاریکی"رگهایم میسوخت.اما کیونگ مثل شبحی سیاه پشت س...

نه به آمپول پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط