سه نفر بودند
" سه نفر بودند ؛
چاقو کشیدند
فرار نکردم ... !
ایستادم
با مُشت گره کرده ... یکی از پشت محکم زد به کمرم !
تمام تنم خون شد !! "
راستش ... راستش دروغ گفتم
فقط
خواستم
با چشمان درشتت
زل بزنی ب شعرم
چاقو کشیدند
فرار نکردم ... !
ایستادم
با مُشت گره کرده ... یکی از پشت محکم زد به کمرم !
تمام تنم خون شد !! "
راستش ... راستش دروغ گفتم
فقط
خواستم
با چشمان درشتت
زل بزنی ب شعرم
- ۵۱۹
- ۲۶ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط