part
part ³⁴
ویو ا.ت
با جیمین وارد آشپزخونه شده
ا.ت : صبح همگی بخیر
جیمین : صبح بخیر بچه ها
اعضای : صبح بخیر
نامجون : به به زوج خوشبخت ما
ا.ت نگاه خجالتی به کرد
جیمین : هیونگگگگگ
جین : بچه ها سریع صبحونه هاتون رو بخورید که کلی کار داریم
یوری : ا.ت منو تو کی وقت آرایشگاه داریم؟
ا.ت : ساعت ۱۰
(۲۰ دقیقه بعد)
همه صبحانه خوردن و میز رو خدمتکار ها جمع کردن
به سمت اتاقم حرکت کردم و وارد اتاق شدم تا وسایل هام رو برای یک ساعت دیگه آماده کنم که کسی در زد
تق تق تق
ا.ت : بیا تو
اولش فکر کردم که یوری باشه ولی جیمین بود
جیمین وارد اتاق شد و دستش یک لباس عروس بود
جیمین : ا.ت بیا لباس عروست
ا.ت : وایییییییی جیمین چقدر خوشگله
جیمین : خوشت اومد
ا.ت : عالی عالی مرسی عزیزم
جیمین با کلمه عزیزم یک جوری شد ضربان قلبش بالا رفت
جیمین : سریع آماده شو که باید بریم
ا.ت : باشه
جیمین از اتاق خارج شد و در رو بست
ا.ت با لبخند زیبایی به لباس عروسی که روی تخت بود نگاه میکرد و خودش رو توی اون لباس تصور میکرد که.......
سلام سلام قشنگام
اینم از پارت ۳۴ امیدوارم خوشتون بیاد
لایک و فالو یادتون نره
و خب خیلی خیلی حمایت ها کم شده اگر باز هم اینطوری پیش بره من دیگه ادامه نمیدم
تا آخر روز سه تا پارت دیگه میزارم
تا پارت بعدی فعلا
#فیک
#سناریو
#کیمنامجون #کیمسوکجین #مینیونگی #جانگهوسوک #پارکجیمین #کیمتهیونگ #جئونجونگکوک #بیتیاس
#لیسا #رزی #جنی #جیسو #بلکپینک
#بنگچان #لینو #چانگبین #هیونجین #فیلیکس #هان #سونگمین #جونگین #استریکیدز
#سوبین #یونجون #تهیون #بومگیو #هیونینگکای #تیاکستی
#یجی #لیا #ریوجین #چریونگ #یونا #ایتزی
#نایون #جونگیون #مومو #سانا #جیهیو #مینا #داهیون #چیونگ #جویی #توایس
#چیکیتا #آهیون #رورا #هارام #آسا #پریتا #روکا #بیبیمانستر
●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
ویو ا.ت
با جیمین وارد آشپزخونه شده
ا.ت : صبح همگی بخیر
جیمین : صبح بخیر بچه ها
اعضای : صبح بخیر
نامجون : به به زوج خوشبخت ما
ا.ت نگاه خجالتی به کرد
جیمین : هیونگگگگگ
جین : بچه ها سریع صبحونه هاتون رو بخورید که کلی کار داریم
یوری : ا.ت منو تو کی وقت آرایشگاه داریم؟
ا.ت : ساعت ۱۰
(۲۰ دقیقه بعد)
همه صبحانه خوردن و میز رو خدمتکار ها جمع کردن
به سمت اتاقم حرکت کردم و وارد اتاق شدم تا وسایل هام رو برای یک ساعت دیگه آماده کنم که کسی در زد
تق تق تق
ا.ت : بیا تو
اولش فکر کردم که یوری باشه ولی جیمین بود
جیمین وارد اتاق شد و دستش یک لباس عروس بود
جیمین : ا.ت بیا لباس عروست
ا.ت : وایییییییی جیمین چقدر خوشگله
جیمین : خوشت اومد
ا.ت : عالی عالی مرسی عزیزم
جیمین با کلمه عزیزم یک جوری شد ضربان قلبش بالا رفت
جیمین : سریع آماده شو که باید بریم
ا.ت : باشه
جیمین از اتاق خارج شد و در رو بست
ا.ت با لبخند زیبایی به لباس عروسی که روی تخت بود نگاه میکرد و خودش رو توی اون لباس تصور میکرد که.......
سلام سلام قشنگام
اینم از پارت ۳۴ امیدوارم خوشتون بیاد
لایک و فالو یادتون نره
و خب خیلی خیلی حمایت ها کم شده اگر باز هم اینطوری پیش بره من دیگه ادامه نمیدم
تا آخر روز سه تا پارت دیگه میزارم
تا پارت بعدی فعلا
#فیک
#سناریو
#کیمنامجون #کیمسوکجین #مینیونگی #جانگهوسوک #پارکجیمین #کیمتهیونگ #جئونجونگکوک #بیتیاس
#لیسا #رزی #جنی #جیسو #بلکپینک
#بنگچان #لینو #چانگبین #هیونجین #فیلیکس #هان #سونگمین #جونگین #استریکیدز
#سوبین #یونجون #تهیون #بومگیو #هیونینگکای #تیاکستی
#یجی #لیا #ریوجین #چریونگ #یونا #ایتزی
#نایون #جونگیون #مومو #سانا #جیهیو #مینا #داهیون #چیونگ #جویی #توایس
#چیکیتا #آهیون #رورا #هارام #آسا #پریتا #روکا #بیبیمانستر
●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
- ۶.۰k
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط