part
part ³³
(پرش زمانی به روز عروسی)
ویو ا.ت
صبح با نور خورشید که به صورتم می تابید بیدار شدم
روی تخت نشستم و قوس به کمرم دادم از روی تخت بلند شدم روی تخت رو مرتب کردم
امروز برام روز خواستی بود قرار بود با کسی که خیلی دوستش دارم ازدواج کنم
درسته اون منو دزدید ولی از همون اولی که دیدمش عاشقش شدم یعنی عشق در نگاه اول
منو و اون هیچ با هم مثل دوتا کاپل رفتار نکردیم ولی عاشقه هم هستیم
ویو جیمین
با صدای پرنده ها از خواب بیدار شدم
برای امروز خیلی خوشحال بودم چون قرار بود با دختر رویاهام ازدواج کنم من بیشتر وقت ها با ا.ت سرد رفتار میکنم ولی از ته قلب خیلی دوستش دارم
(چند دقیقه بعد)
همینطوری داشتم کار هام رو میکردم که صدای در شنیدم
جیمین : کیه
ا.ت : منم
وقتی صدای ا.ت رو شنیدم لبخند اومدم روی لبم ولی سعی کردم خودم رو جمع و جور کنم
جیمین : بیا تو
ا.ت وارد اتاق شدم
جیمین : مشکلی پیش اومده
ا.ت : نه فقط اومدم که باهم بریم پایین تا صبحانه بخوریم که بعدش آماده بشیم
جیمین : اوکی منم آمادم بریم
ا.ت : بریم
جیمین از اتاق خارج شد و بغل ا.ت وایساد و دست ا.ت رو گرفت
روبه ا.ت کرد
جیمین : امروز روز مهمی هست
ا.ت : آره خیلی
جیمین : خوشحالی؟
ا.ت : خیلی زیاد
جیمین : ا.ت
ا.ت : جانم
جیمین : دوست دارم
ا.ت : منم دوست دارم
نزدیک ا.ت شدم و دستم رو گذاشتم روی گردنش و بوسه ی کوتاهی روی لبش کاشتم و ازش جدا شدم
ویو ا.ت
وقتی گفت دوست دارم و منم گفتم دوست دارم دیدم بوسه ی کوتاهی گذاشت روی لبم تعجب کردم ولی نشون ندادم
ا.ت بریم پایین
دست ا.ت رو گرفتم
جیمین : بریم (لبخند)
به سمت پایین حرکت کردیم
سلام کیوتام
اینم از پارت ۳۳ امیدوارم خوشتون بیاد
لایک و فالو یادتون نره
الانم کارم خیلی زیاد کم میتونم براتون بزارم ولی قول میدم تابستون جبران کنم
تا پارت بعدی فعلا
#فیک
#سناریو
#کیمنامجون #کیمسوکجین #مینیونگی #جانگهوسوک #پارکجیمین #کیمتهیونگ #جئونجونگکوک #بیتیاس
#لیسا #رزی #جنی #جیسو #بلکپینک
#بنگچان #لینو #چانگبین #هیونجین #فیلیکس #هان #سونگمین #جونگین #استریکیدز
#سوبین #یونجون #تهیون #بومگیو #هیونینگکای #تیاکستی
#یجی #لیا #ریوجین #چریونگ #یونا #ایتزی
#نایون #جونگیون #مومو #سانا #جیهیو #مینا #داهیون #چیونگ #جویی #توایس
#چیکیتا #آهیون #رورا #هارام #آسا #پریتا #روکا #بیبیمانستر
●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○
(پرش زمانی به روز عروسی)
ویو ا.ت
صبح با نور خورشید که به صورتم می تابید بیدار شدم
روی تخت نشستم و قوس به کمرم دادم از روی تخت بلند شدم روی تخت رو مرتب کردم
امروز برام روز خواستی بود قرار بود با کسی که خیلی دوستش دارم ازدواج کنم
درسته اون منو دزدید ولی از همون اولی که دیدمش عاشقش شدم یعنی عشق در نگاه اول
منو و اون هیچ با هم مثل دوتا کاپل رفتار نکردیم ولی عاشقه هم هستیم
ویو جیمین
با صدای پرنده ها از خواب بیدار شدم
برای امروز خیلی خوشحال بودم چون قرار بود با دختر رویاهام ازدواج کنم من بیشتر وقت ها با ا.ت سرد رفتار میکنم ولی از ته قلب خیلی دوستش دارم
(چند دقیقه بعد)
همینطوری داشتم کار هام رو میکردم که صدای در شنیدم
جیمین : کیه
ا.ت : منم
وقتی صدای ا.ت رو شنیدم لبخند اومدم روی لبم ولی سعی کردم خودم رو جمع و جور کنم
جیمین : بیا تو
ا.ت وارد اتاق شدم
جیمین : مشکلی پیش اومده
ا.ت : نه فقط اومدم که باهم بریم پایین تا صبحانه بخوریم که بعدش آماده بشیم
جیمین : اوکی منم آمادم بریم
ا.ت : بریم
جیمین از اتاق خارج شد و بغل ا.ت وایساد و دست ا.ت رو گرفت
روبه ا.ت کرد
جیمین : امروز روز مهمی هست
ا.ت : آره خیلی
جیمین : خوشحالی؟
ا.ت : خیلی زیاد
جیمین : ا.ت
ا.ت : جانم
جیمین : دوست دارم
ا.ت : منم دوست دارم
نزدیک ا.ت شدم و دستم رو گذاشتم روی گردنش و بوسه ی کوتاهی روی لبش کاشتم و ازش جدا شدم
ویو ا.ت
وقتی گفت دوست دارم و منم گفتم دوست دارم دیدم بوسه ی کوتاهی گذاشت روی لبم تعجب کردم ولی نشون ندادم
ا.ت بریم پایین
دست ا.ت رو گرفتم
جیمین : بریم (لبخند)
به سمت پایین حرکت کردیم
سلام کیوتام
اینم از پارت ۳۳ امیدوارم خوشتون بیاد
لایک و فالو یادتون نره
الانم کارم خیلی زیاد کم میتونم براتون بزارم ولی قول میدم تابستون جبران کنم
تا پارت بعدی فعلا
#فیک
#سناریو
#کیمنامجون #کیمسوکجین #مینیونگی #جانگهوسوک #پارکجیمین #کیمتهیونگ #جئونجونگکوک #بیتیاس
#لیسا #رزی #جنی #جیسو #بلکپینک
#بنگچان #لینو #چانگبین #هیونجین #فیلیکس #هان #سونگمین #جونگین #استریکیدز
#سوبین #یونجون #تهیون #بومگیو #هیونینگکای #تیاکستی
#یجی #لیا #ریوجین #چریونگ #یونا #ایتزی
#نایون #جونگیون #مومو #سانا #جیهیو #مینا #داهیون #چیونگ #جویی #توایس
#چیکیتا #آهیون #رورا #هارام #آسا #پریتا #روکا #بیبیمانستر
●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○
- ۶.۲k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط