part

part4

که در اتاق رو زدن
کوک:بیا تو
نامجون: کوک داری چیکار میکن... این دختره کیه؟
کوک:اون شبی که منو لو دادن این دختره نجاتم داد
نامجون:اهان
کوک: ی چیزی بگم شوکه میشی
نامجون:چیه چیشده
کوک:بیا بریم تو دفتر کارم
نامجون:خب بگو دیگه سکتم دادی
کوک: این اسمش جانگ ا/ته
نامجون:خب این کجاش شوکه شدن داره وایسا ببینم نکنه این ........ هستش😳!!!
کوک: نمیدونم ولی ی حدس هایی دارم
نامجون: نه بابا چون فامیلیشون یکیه دلیل نمیشه که ..... باشن
کوک: تو فعلا هیچی به ..... نگو ببینیم چی میشه
نامجون:اوکی نمیگم، راستی چرا بیهوشه
کوک:موقعی که سوهو (اسم بادیگاردش درسته؟) میخواست بیارتش مقاومت کرد بعد اونم مجبور شد بیهوشش کنه
نامجون: اها حالا اینا رو ولش دوباره این دختره اومده
کوک: لیا؟
نامجون:اره لیا، اومده داره میگه ددی جونم کجاست چرا نمیاد پس اههه من خسته شودم(داره اداش رو در میاره،😂)
کوک:(داشت خندم میگرفت که بزرو خندم رو کنترل کردم) باشه تو برو الان میام
نامجون:فقط زود بیا منو کچل کرد
کوک:باشه ، راستی به اجوما بگو برا ا/ت لباس بزاره
نامجون باشه میگم

نامجون رفت پذیرایی

لیا:پس ددی جونم کو؟؟
نامجون: دارع میاد
کوک همین که از پله ها اومد پایین لیا بدو بدو رفت سمتش و مثل دخترای سیریش چسبید بهش
لیا: ددی جونم چرا منو اینجا معطل(درسته؟) کردی، نمیگی ی وقت منو بچم خسته میشیم
کوک:تو خونه بودم دیگ... وایسا بچه؟؟!
لیا : اره بچه من ازت حامله ام ددی(صدای جیغ جیغو)
کوک:وایسا ببینم از کجا معلوم بچه من باشه من حتی دستم هم بهت نخورده
لیا:ددییییی این چه حرفیه میزنی
لیا دست کوک رو گرفت رفتن تو اتاق همین که لیا در رو باز کرد .....

لایک:۶۸🫀
کامنت:۷۱💋🥹
دیدگاه ها (۷۶)

درخواستی

با صدای کم گوش بدید وگرنه به چوخ میرید😶🫣

part 3﷼ نکنه خواهر.... ؟؟ـــ نمیدونم منم شک کردم که نکنه خوا...

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

پارت ۱۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط